آختارتاپ
آختارتاپ

ماجرای دعوای محسن چاوشی و مهشید همسر ابی + عکس های متن دعوا

ماجرای دعوای محسن چاوشی و مهشید همسر ابی + عکس های متن دعوا

ماجرای دعوای محسن چاوشی و مهشید همسر ابی

ماجرای دعوای محسن چاوشی و مهشید حامدی همسر خواننده مشهور ابی (ابراهیم حامدی) چیست؟ در این چند روز محسن چاوشی و مهشید حامدی دعوای لفظی شدید الحنی در اینستاگرام به راه انداختند. محسن چاوشی ابی را فردی (عربده کش) خطاب کرده و مهشید حامدی هم در جواب او به حمایت از همسرش پرداخته بود. در ادامه با مجله آختارتاپ همراه باشید.

دعوای محسن چاوشی و مهشید

ماجرای دعوای محسن چاوشی و مهشید همسر ابی + عکس های متن دعوا

ماجرا با یک پست و استوری محسن چاوشی شروع شد که در عکس بالا مشاهده می کنید. کامنت های این پست بسته شده اند و به نظر می رسد این پست به مناسبت شهادت حضرت علی (ع) در صفحه محسن چاوشی آپلود شده است. همسر ابی سریعا به این پست و ماجراهای این روزها کشور واکنش نشان داد.

واکنش مهشید به حرف های محسن چاوشی

ماجرای دعوای محسن چاوشی و مهشید همسر ابی + عکس های متن دعوا

او با انتشار یک استوری محسن چاوشی را یک هنرمند حکومتی خطاب کرد که روی بشکه عقب ماندگی فکری جامعه که از باروت پر شده، کبریت می اندازد. او نتیجه کارهای این هنرمندان را ترویج وحشی گری و جهل می داند و به تندی و با زبانی صریح محسن چاوشی را مورد انتقاد قرار دارد.

ماجرای دعوای محسن چاوشی و مهشید همسر ابی + عکس های متن دعوا

در ادامه محسن چاوشی با انتشار عکس بالا در اینستاگرام خود تمام خواننده های خارج نشین از جمله: ابی، شادمهر عقیلی، عارف و… را مورد انتقاد قرار داد و آنها را افرادی خطاب کرد که نوکران پول و عربستان هستند و برای یک لحظه دیده شدن دست به هرکاری می زنند.

ماجرای دعوای محسن چاوشی و مهشید همسر ابی + عکس های متن دعوا

او در این بین به عارف خواننده مقیم آمریکا که به ائمه و حضرت علی (ع) توهین کرده بود بیش از همه تاخت. او همچنین ابی را یک کاباره پرست و عربده کش خطاب کرد که جرات آمدن به تهران را ندارد. عارف که بیشتر در میان نسل دهه 50 و 60 مشهور است در جریان یکی از کنسرت های خود ائمه معصوم را افرادی خونخوار و قاتل خواند و گفت: مثل سگ پشیمانم که برای حضرت علی یک آلبوم تهیه کردم.

متن محسن چاوشی به شرح زیر می باشد:

تعفن!

رایحه‌ی تخمیر است

که قهقهه‌زنان می‌پیچد

به مشام و جیب‌هایِ بی‌گناه

و البته بیچاره گوش‌های عربده‌خواه

تعفن!

کج فهمی‌ است و روخوانی‌

و هیجان لحظه‌ای دیده شدن

و البته شنیده شدن

غیرِ جغرافیای بد مستِ پُرعربده

و کفش‌های طلا یادمان باشد

آن دو جفت، دوازده اعدامی بود

زیر پای شما به عربستان.

اگر طلاست نعلینتان،

ما هنوز رختمان عزاست

به سبزی و نان زنده‌ایم

البته بدون بی‌خندانِ رفسنجان.

عربده نکش شبه ماه!

کمی آرام بتیغان

بیا اینجا

و کمی مزه کن پوستِ شیر را

کمی بخوان و ‌اندکی گوش باش

جای نوشیدن و چرخیدن.

من از تو داغ‌ ترم

ادای داغ در نکن

که شمشیرِ ذوالفقارِ من

مست میدان است

و آماده به گردنکشان

جیب بُران

و عربده کشان … و البته

یاد عربده کشی دیگر افتادم متعارف

همان که پشیمان است “مثل سگ”

و افتخار می‌کند

به کاباره

و شهامتِ تهران ندارد!

یا علی…

واکنش مهشید به پست توهین آمیز محسن چاوشی

ماجرای دعوای محسن چاوشی و مهشید همسر ابی + عکس های متن دعوا

مهشید در ادامه به تندی به محسن چاوشی تاخت، او تعجب کرده بود که چرا سلبریتی های داخل ایران اینقدر مغرور هستند و غیر از خودشان هیچ کس را به حساب نمی آورند. او به حمایت از همسرش ابراهیم حامدی پرداخت و به محسن چاوشی گفت: شما که اینقدر خودتان را دست بالا می گیرید چرا جرات ندارید یک کنسرت زنده در تهران اجرا کنید؟

بخش هایی از متن مهشید در جواب محسن چاوشی

این جوابه سراپا خشم وغرور و بد دهانی جناب چاوشی است در جواب نوشته بنده. به واقع این ها فکر می‌کند چه کسی هستند؟ تمام درد و رنج مردم را که مطرح شده دور ریخته و بند کرده اند به بیتی که به نظر بنده وحشیانه است؟ شاید دلخور هستند که حتی اسمشان را نیاوردم؟ این ها چه جور موجوداتی هستند که خودشان را تا این حد در اوج میبینند؟ و اینگونه وحشیانه به دارو ندارت میتازند؟ این هنرمند است؟

من ۲۸ سال است در کنار زیباترین روح هنرمند درخشیدم جانم گمان میکنی در لنگه کفشی چون شما مایع چشمگیر شدن یافته ام؟ زهی خیال باطل زهی خودپسندی. واقعا شهامت صحبت کردن از عربده زدن دارید؟ ای خواننده ماشینی که تا به امروز به کمک حکومت جیب مردم را خالی کردید و اگر من جرات تهران آمدن ندارم، شما که انجایید و ادعا دارید چرا جرات کنسرت زنده گذاشتن ندارید؟

ماجرای دعوای محسن چاوشی و مهشید همسر ابی + عکس های متن دعوا

آنقدر مرد نیستیدکه با خودم طرف شوید و نازنین مرد من را به لیچار گوییهایتان وارد نکنید. چقدر به خود میبالم که (شبه ماهم) که نامم است، تو چه هستی تاریک و سیاه چاله ای متعفن. جواهر من افتخار می‌کند به کاباره، به جایی که چون نوجوان هنرنمایی کرد و اولین ماشین رختشویی را برای مادرش خرید، با دستمزدهایش برای مادر فرش میخرید و بعد ها خانه خرید.

شما ریاکارانه چند زندانی آزاد کردید و تبلیغاتتان گوش دنیا را کر کرد، چاقوکشان کوچکتان که به صفحه ام گسیل کردید از این بزرگواری مینویسند نیاز به یاد آوری شاعرانه نبود. ابی سالیانه زندانیان بدهکار را از طریق دوستانش آزاد می‌کند و اطمینان دارم از باگوییش در اینجا ناراحت خواهد شد. مرد باش تا شاید به لشگر بزدلت کمی مردانگی بیاموزی.

اختصاصی از بخش اخبار داغ مجله آختارتاپ

آختارتاپ : بزرگترین سایت نیازمندی های رایگان در ایران

اشتراک گذاری Telegram Facebook WhatsApp Twitter

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *